پائيز نزديك است

و قدم هايم لرزان تر

صدايم گرفته تر و دست هايم بي رمق تر

 

پائيز نزديك است

و نواي غربت من از او

نسيم خنك رهايي

و سر گرم شدن در غفلت

 

پائيز نزديك است

و سوزش سينه ي من نزديك تر

و دستان او سرد تر

نمي فهمم چرا ؟؟

چرا او

آري چرا او ؟؟

 

اين بار زندگي و تقدير رقص خمودي كرد

دست عيجبي مرا در بازوان گره زد

دست عجيبي چهره اش را بر خموشي قلم پايدار ساخت

و مرا راهي ديار غربت كرد

 

آري غربت

غربت كره اي كه مخروبه هايش سايه به سايه پشت سر ره مي پيمايند

و كوه هاي يخ وجود او كه تا بي انتها مقابل چشمانم قد علم كرده است

خداي من اي كاش مي شد سپيده دم خورشيد تابان

صورتم را نوازش مي بخشيد

و آسمان سقف سرم گردد

و زير بارش عطوفت دستان تو چشمانم را مي گشايم

و بر مي خيزم

 

ياد او هميشه از چشمانم رهايي يابد

و زنجيره وار مسير گونه هايم را بشويد و پيش رود

و ديگر غربتكده خاموشي مرا تنها مي گذارد تا اين گونه فراموش شود

ميثاقي كه به پاي مهربانيش بستم

 

اي كاش مي شد زندگي به گونه اي ديگر بود

او كسي ديگر

و او غريبه اي بيش نبود

 

اي كاش دست تقدير زيبا تر و بهاري تر بود

و اي كاش

اي كاش

………………

/ 145 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلمان

مرسي که به يادم بودی .. راستی خيلی وقته آپديت نکردی ها .. شاد باشی

atefe

اونوقتها تو مدرسه ميگفتم : پاييز را میپرستم به خاطر عدم احتياجش وعدم اعتنايش به بهار! اين روزا ميگم .از پاييز غم انگيز تر هم واژه‌ای هست؟ و هرچه در این متن نوشتی ....ای وای

sepideh

سلام عزيزم....اگه يادت باشه کامنت اين نوشته رو برات آف گذاشتم........واسه خيلی وقت پيشه مگه نه؟.....نگران شدم ديدم هنوز همين متنه.......چون تو حداکثر ۳~۴ روز ۱ بار مينوشتی.......واسم آف بذار....موفق باشی....راستی تولدم مبارک........البته ۴روز ديگه....۲۵ مهر....

مهرنوش

نمی دونم چی بگم....... فقط می گم خيلی عالی بود..... عالی.......و عالی.... متنی که ارزش دوباره خوندن را داره!!!!!

raha

hanoz hichi????man upam....too ham koli harf bezan........

سارا(سایبان عشق)

سلام. خيلی قشنگ بود عزيز. اما غمگين بود! من آرزو می کنم هميشه شاد باشی.

nazi

پائيز است و من پيش چشمهايم زرد مي شوم مي گرم تا شيشه گل آلوده دلم شسته شود بايد فراموش كنم كه به يك درخت تاريك چسبيدهام اما ريختم

mohsen

سلام نميدونم چی بگم فقط يه سخن ميگم از يک فرزانه : روزی که به دنيا اومدی تو تنها کسی بودی که گريه مي کردی و بقيه ميخنديدند....سعی کن جوری زندگی کنی که موقع رفتن فقط تو بخندی و بقيه گريه کنن...... اميدوارم دلتنگی غروب پاييز واسه هيشکی نباشه...... برام ميل کنی خوشحال ميشم .... بای

يلدا...

ey kash kashhai ma faghad kash nabod..........